الغزالي
56
كيمياى سعادت ( فارسى )
حواس فريشتگان تو ساخت ، و از قبهء دماغ - كه منبع اعصاب دل است - آسمان و ستارهء تو ساخت ، و از انگشت و قلم و مداد طبايع مسخّر تو ساخت ، و تورا يگانه و بىچون و بىچگونه بيافريد و بر همه پادشاه كرد ، و آنگاه تورا گفت : زينهار ! از خويشتن و پادشاهى خويشتن غافل مباش ، كه آنگاه از آفريدگار خويش غافل شده باشى ، كه فانّ اللّه خلق آدم على صورته . فاعرف ذلك و اعرف نفسك يا انسان تعرف ربّك [ 1 ] . فصل چهارم - مقصود از شرح موازنه ميان حضرت پادشاهى آدمى و حضرت پادشاهى حق پس در اين جمله كه شرح موازنه گفته آمد ، ميان حضرت پادشاهى آدمى ، و ميان حضرت پادشاهى حق - تعالى - به دو علم عظيم اشارت افتاد : يكى علم نفس آدمى و كيفيت تعلق اعضاى آدمى به قوّتها و صفات وى و كيفيت تعلق صفات و قوّتهاى وى به دل ، و اين علمى دراز است كه تحقيق آن در چنين كتاب بتوان گفت . و ديگر تفصيل ارتباط مملكت پادشاه عالم به فريشتگان ، و ارتباط فريشتگان به يكديگر ، و ارتباط سماوات و عرش و كرسى با ايشان ، و اين علمى درازتر است . و مقصود از اين اشارت آن است تا آن كه زيرك بود ، اين جمله اعتقاد كند و عظمت خداى - تعالى - بدين جمله بشناسد ، و آن كه بليد بود ، اين مقدار بداند كه چگونه غافل است و چگونه مغبون كه از مطالعت چنين حضرت - با اين همه جمال - محروم مانده است . و از جمال حضرت الوهيت ، خود خلق چه خبر دارند و اين مقدار كه گفته آمد ، از آن جمله كه خلق بتوانند شناخت ، خود چيست ؟
--> [ 1 ] خداوند آدم را بر صورت خود آفريد . اين را بدان و خود را بشناس ، اى انسان ، تا خداى خود را شناخته باشى .